سيد محمد على ايازى

44

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

را در قرن چهارم هجرى ، جمع‌آورى كرده است . اين كتاب ، بر خلاف منابع روايى اهل سنّت كه هيچ جايگاهى را به موضوع عقل اختصاص نداده‌اند ، نه تنها كتابى را به اين موضوع اختصاص داده ، بلكه آن را در اوّل همهء كتاب‌هاى مجموعهء الكافى قرار داده است و اين كار را از روى اتفاق و يا سليقهء شخصى يا امورى از اين قبيل انجام نداده است ؛ بلكه با درايت و نكته‌سنجى ، به اين كار پرداخته است . شاهد اين مدّعا ، سخن مرحوم كلينى در ديباچهء كتاب الكافى است . ايشان مىنويسد : واوّل ما أبدا به وافتتح به كتابى هذا كتاب العقل و . . . إذ كان العقل هو القطب الذى عليه المدار و به يحتج وله الثواب و عليه العقاب ؛ « 1 » اين كتاب را با كتاب عقل و . . . شروع مىكنم ؛ زيرا عقل ، محورى است كه همهء مدار بر آن است و سود و زيان ثواب و كيفر ، متوجّه اوست . اين شيوهء باب‌بندى و ترجيح كتاب « عقل و جهل » بر ديگر كتاب‌ها ، مورد توجّه و تأييد برخى ديگر از محدّثان شيعه نيز واقع شده و محدّثان بزرگى همچون علّامه مجلسى و ملّا محسن فيض كاشانى ، مجامع بزرگ حديثى خود ( يعنى بحار الأنوار و الوافى ) را طبق آن ، باب‌بندى كرده‌اند . بر اين اساس ، مىتوان مرحوم كلينى رحمه الله را پايه‌گذار توجّه ويژه به عقل در نقل احاديث دانست كه ديگران هم به وى تأسّى كرده‌اند . نگاهى به شروح « الكافى » بيش از هزار و صد سال از تأليف كتاب شريف الكافى مىگذرد و به خاطر اهمّيت و ارزشى كه اين كتاب در بين عالمان شيعى داشته ، بيش از پنجاه تعليقه و شرح بر آن نوشته شده كه بيشتر آنها مربوط به سدهء يازده هجرى و پس از آن‌اند ؛ امّا از ميان اين همه شرح و تعليقه ، آنچه كه اكنون بيش از همه ، مشهورتر و مورد رجوع عالمان و

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، مقدمه .